مبانی فلسفی رابطه وحی و اعجاز
15 بازدید
محل نشر: علوم انسانی دانشگاه الزهرا(س) » پاییز 1369 - شماره 5 و 6 » (9 صفحه - از 69 تا 77
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
- چکیده:در این مقاله نویسنده محترم ضمن بررسى نظر دانشمندانى چون ابن سینا و علامه طباطبائى در زمینه ارتباط وحى و اعجاز؛با عنایت به آراء شیخ اشراق، صدر المتألهین و عرفائى چون ابن عربى و مولانا، در خصوص وحدت وجود، تشکیکى بودن وجود، و حرکت جوهرى، نتیجه گرفته‏اند که ارتباط میان وحى و اعجاز ارتباطى کلامى و اعتبارى نیست، بلکه یک پیوند فلسفى و حقیقى است.پیوندى بر اساس«است‏ها»نه«بایدها» به نظر مى‏رسد که این دو اصطلاح(وحى و اعجاز)، نیاز به تفسیر و توضیح نداشته باشند، امّا در مورد آنها، از دو جهت مى‏توان بحث کرد: 1-امکان آنها. 2-رابطه و پیوند آنها با یکدیگر(که موضوع اصلى بحث در این مقاله است.) الف-امکان وحى و اعجاز بحث از امکان وحى و معجزه، در فلسفه، سابقه طولانى دارد؛به این معنى که قرنها پیش، فلاسفه اسلام، امکان نبوّت و معجزه را مورد بحث و بررسى قرار داده‏اند.آنها امکان نبوّت را، بر اساس کمالات عقل نظرى انسان، تفسیر مى‏کنند.یعنى نبى و پیامبر، در واقع، آن انسانى است که به خاطر رسیدن به عالیترین درجه در کمالات عقل نظرى، صاحب این عنوان شده است.چنین شخصى مى‏تواند به حقایقى دست یابد که دیگران از دستیابى به آنها ناتوانند 1 و این در حقیقت، اعجاز علمى- یعنى نوعى آگاهى و معرفت خارق العاده است. همچنین امکان اعجاز، یعنى امکان اعمال خارق العاده، نیز از طرف فلاسفه اسلام مطرح شده است و آن را بر این مبنا توجیه مى‏کنند که نفس انبیا، از نظر قوّه عملى، به چنان مرتبه‏اى از کمال دست مى‏یابد که علاوه بر جسم خود، در عالم طبیعت نیز مى‏تواند به تدبیر و تصرّف بپردازد.در واقع، او نه تنها جان یک جسم بلکه به منزله جان جهان، است 2 .این موضوع، یعنى تفسیر امکان نبوت و معجزه، بر اساس مبانى فلسفى، بعد از ابن سینا هم با همان روش و مبانى ابن سینا ادامه یافته است.
آدرس اینترنتی