مرگ و مرگ اندیشی
17 بازدید
محل نشر: قبسات » بهار 1380 - شماره 19 »(15 صفحه - از 111 تا 125)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
جستاره واژه مرگ، مانند کلمه زندگی، هستی و پیدایش، مفهوم روشن و عامی دارد که بر کسی پوشیده نیست. امّا در آن سوی این مفهوم همگانی و روشن، چیزی قرار دارد که شاید هرگز برای کسی درست و دقیق معلوم نگردد و شناخته نشود. علی علیه‏السلام در اسرار و رموز مرگ می‏فرمایند: «أیها الناس، کل امری لاق ما یفر منه فی فراره؛ والأجل مساق النفس، والهرب منه موافاته. کم اطردت الأیام أبحثها عن مکنون هذا الأمر فأبی اللّه‏ إلا إخفاءه. هیهات! علم محزون!»(1) «هر که از مرگ بگریزد، در همین فرارش با مرگ روبرو خواهد شد! چرا که اجل در کمین جان است و سرانجام گریزها، هم آغوشی با آن است! وه که چه روزگارانی در پی گشودن راز مرگ بودم! امّا خواست خدا این بود که این اسرار همچنان فاش نشوند! هیهات! چه دانشی سر به مهر!». امّا در میان این پدیده‏های میرا و فانی، تنها انسان است که از این سرنوشت، یعنی مردن خبر دارد. همه جانداران می‏میرند، ستارگان و کهکشان‏ها فرو می‏پاشند، امّا نمی‏دانند که می‏میرند و نمی‏فهمند که خواهند مرد! جز انسان که می‏داند و می‏فهمد که خواهد مرد. انسان هم از آغاز پیدایش مرگ آگاه، نیست. بلکه به‏تدریج با مفهوم مرگ آشنا می‏شود. موجوداتی که مرگ ندارند و نیز موجوداتی که از مرگ خود آگاه نیستند، از مرگ دلهره نداشته نگران هم نیستند. امّا انسان با آگاه شدن از مرگ، مخصوصا با آگاه شدن از مرگ خود، دچار اضطراب و نگرانی شده، چندین پرسش اساسی درباره مرگ، بر ذهن و اندیشه او سنگینی می‏کنند: ـ مرگ یعنی چه ؟ ـ چرا باید مرد؟ ـ چگونه می‏میریم؟ ـ بعد از مرگ چه می‏شود؟ ـ چه کسی یا کسانی از راز مرگ آگاهند؟ ـ می‏توان مرگ را چاره‏جویی کرد؟ ـ آیا روحی داریم که با مرگ نابود نشود؟ ـ سرگذشت این روح ـ اگر باشد ـ پیش از پیوستن به جسم چه بوده است؟ ـ سرنوشت این روح، پس از مرگ جسم، چه خواهد بود؟ و ده‏ها پرسش دیگر. و بشر از همان آغاز برای به دست آوردن پاسخ این پرسش‏ها، تلاش کرده است. اگر چه پیامبران، فلاسفه و اندیشمندان، اولیا و عرفا و حتی افسانه‏بافان و اسطوره پردازان، هر یک به نوعی به این پرسش‏ها پاسخ داده‏اند؛ امّا مرگ برای انسان همچنان یک معمّا و راز ناگشوده است.
آدرس اینترنتی